خرید

کتاب مردی به نام اوه

تومان 64,000 تومان 40,000

کتاب مردی به نام اوه
نام نویسنده : فردریک بکمن
مترجم : اسدالله حقانی
موضوع : پرفروش ترین کتاب سال سوئد
تعداد صفحات : ۳۷۶ ص
سال چاپ : ۱۳۹۸ شمسی
وضعیت کتاب : نو
قیمت روی جلد : ۶۴ هزار تومان
قیمت خرید از ما : ۴۰ هزار تومان

قسمتی از فصل اول کتاب  :

پنجاه و نه ساله هست. یک اتومبیل ساب دارد. از آن دسته مردهایی ست که اگر از قیافه کسی خوشش نیاید، طوری انگشت اشاره اش را به طرف او نشانه میرود که گویی دزد است و انگشتش ، چراغ قوه پلیس! پشت پیشخوان مغازه ای که ماشین ژاپنی سوارها می آیند و کابل سفید میخرند، می ایستد. اوه برای مدتی طولانی به فروشنده زل میزند ، سپس یک جعبه سفید رنگ نه کوچک و نه بزرگ را مقابل چشمان او ، تکان تکان می دهد و میگوید :

-پس اینم یکی از اون اوپدهاست،نه!

فروشنده جوان،با چهره ای نزار و بیمارگون،لحظه ای خیره میشود. مشخص است جلوی خود را گرفته تا جعبه را از دستان اوه نقاپد:

-بله دقیقا، آی پد . میشه اونجوری تکونش ندین…؟

اوه نگاهی بدبینانه به جعبه می اندازد ، گویی از آن جعبه های مشکوک است. از آن جعبه هایی که اسکوتر سوار میشوند و شلوار ورزشی میپوشند و آدم را دوست من خطاب میکنند تا یک ساعت مچی به طرف قالب کنند .

-آها ! پس یک کامپیوتره ، درسته؟

فروشنده ، ابتدا سری به نشانه تایید تکان می دهد،سپس درنگی میکند و فورا سرش را به نشانه منفی تکان میدهد و میگوید:

-بله… یعنی منظورم اینه که آی پده . بعضی ها بهش میگن تبلت، بعضی ها هم بهش میگن کامپیوتر تخت!بستگی داره چطوری نگاهشون کنین!

اوه طوری به فروشنده نگاه میکند که انگار پرت و پلا گفته است!سپس دوباره جعبه را تکان می دهد و میپرسد:

-حالا این چیز خوبیه؟ و ….

ادامه را در داخل کتاب بخوانید.

در انبار موجود نمی باشد

مقایسه

توضیحات

خرید کتاب مردی به نام اوه

کتاب مردی به نام اوه
کتاب مردی به نام اوه

کتاب مردی به نام اوه
نام نویسنده : فردریک بکمن
مترجم : اسدالله حقانی
موضوع : پرفروش ترین کتاب سال سوئد
تعداد صفحات : ۳۷۶ ص
سال چاپ : ۱۳۹۸ شمسی
وضعیت کتاب : نو
قیمت روی جلد : ۶۴ هزار تومان
قیمت خرید از ما : ۴۰ هزار تومان

قسمتی از فصل اول کتاب  :

پنجاه و نه ساله هست. یک اتومبیل ساب دارد. از آن دسته مردهایی ست که اگر از قیافه کسی خوشش نیاید، طوری انگشت اشاره اش را به طرف او نشانه میرود که گویی دزد است و انگشتش ، چراغ قوه پلیس! پشت پیشخوان مغازه ای که ماشین ژاپنی سوارها می آیند و کابل سفید میخرند، می ایستد. اوه برای مدتی طولانی به فروشنده زل میزند ، سپس یک جعبه سفید رنگ نه کوچک و نه بزرگ را مقابل چشمان او ، تکان تکان می دهد و میگوید :

-پس اینم یکی از اون اوپدهاست،نه!

فروشنده جوان،با چهره ای نزار و بیمارگون،لحظه ای خیره میشود. مشخص است جلوی خود را گرفته تا جعبه را از دستان اوه نقاپد:

-بله دقیقا، آی پد . میشه اونجوری تکونش ندین…؟

اوه نگاهی بدبینانه به جعبه می اندازد ، گویی از آن جعبه های مشکوک است. از آن جعبه هایی که اسکوتر سوار میشوند و شلوار ورزشی میپوشند و آدم را دوست من خطاب میکنند تا یک ساعت مچی به طرف قالب کنند .

-آها ! پس یک کامپیوتره ، درسته؟

فروشنده ، ابتدا سری به نشانه تایید تکان می دهد،سپس درنگی میکند و فورا سرش را به نشانه منفی تکان میدهد و میگوید:

-بله… یعنی منظورم اینه که آی پده . بعضی ها بهش میگن تبلت، بعضی ها هم بهش میگن کامپیوتر تخت!بستگی داره چطوری نگاهشون کنین!

اوه طوری به فروشنده نگاه میکند که انگار پرت و پلا گفته است!سپس دوباره جعبه را تکان می دهد و میپرسد:

-حالا این چیز خوبیه؟ و ….

ادامه را در داخل کتاب بخوانید.